پشت پرده سناریوی انگلیسی!

بعد از تعطیلی شبکه انگلیسی من و تو 2 حجم اعتراضات شروع شد و افراد زیادی در سایت و فضای فیس بوک، تماس پیامگیر و .... به شبکه هجوم آوردند و اعتراض خود را مبنی بر حذف این شبکه اعلام کردند.

درخواست آنها واضح و روشن بود. به جای من و تو2، من وتو1 حذف شود. اما بر خلاف نظر اکثر مخاطبان، شبکه من و تو 2 حذف شد و اعتراض مخاطبین نیز مثل سابق به جایی نرسید. معترضین کوچکترین اهمیتی به نظر سنجی سایت ندادند زیرا آن را مانند سایرنظر سنجی ها و رای گیری های شبکه سوری و بازیچه می دانستند. به همین دلیل اعتراض مخاطبین همین طور ادامه پیدا کرد تا جایی که به مدت 1 ماه کلیه راه های ارتباطی شبکه با مخاطب بسته شد. فقط در راستای عادی سازی و آرام کردن فضا اعلام شد مخاطبین می توانند صحبت ها و مطالب خود را از طریق سایت و پیامگیر با شبکه در میان بگذارند. همه می دانستند پیامگیر و کامنت در سایت همه می دانند کاملا مدیریت می شود و مدیریت انگلیسی شبکه هر نظر و کامنتی که دوست داشته باشند علنی و پخش خواهند کرد. (یعنی مخالفان حق اعتراض ندارند) صدای مخاطبین معترض هیچ گاه به گوش مردم نرسید. در همان زمان مطلبی تحت عنوان فرار شبکه های ماهواره ای از مخاطبین نوشتم که پنبه این سناریو را نیز غیر مستقیم رشته کرد. در کنار بیم جدا شدن سایر مجریان و دست اندرکاران، مشکل دیگری به وجود آمد و آن افشای هویت واقعی برخی مجریان و دست اندرکاران شبکه و اهداف شوم مدیریت این شبکه انگلیسی توسط وب سایت امواج سیاه بود که در مدت کم توانست مخاطب زیادی را به خود جذب نماید. افشای این اطلاعات فضای اعتراضی جدیدی را برای مخاطبان، علیه این شبکه باز و البته موجب ریزش مخاطب این شبکه انگلیسی شد. به همین دلیل مدیریت بحران توسط مدیریت شبکه انگلیسی من و تو و برخی از دست اندر کاران تشکیل شد تا فکری به حال مشکلات به وجود آمده بشود و آبروی رفته را بازگردانند. حاضرین درجلسه: کیوان و مرجان عباسی، حسن اعتمادی (بنی اعتماد)، رها اعتمادی(بنی اعتماد)، پانته آ مدیری، سالومه سیدنیا، امیر علی محمدیان و امید خلیلی تجریشی موضوع جلسه: عبور از بحران موجود و واکسینه کردن شبکه از بحران هایی که در آینده ممکن است برای شبکه و عوامل و دست اندرکاران آن به وجود بیاید. واکسینه کردن مخاطب، حاصل 5 جلسه مدیریت بحران شبکه انگلیسی من و تو بود. به این معنی که بایستی مخاطبان در مورد هرگونه خبر و اطلاعات منفی در مورد شبکه و عوامل آن واکسینه شوند. بایستی فضا به گونه ای طراحی شود که مخاطبان به شبکه اطمینان حاصل کرده و هر گونه خبر منفی علیه شبکه را با دید شک و تردید نگاه کنند. با این کار اطلاعاتی که توسط افراد جدا شده از شبکه منتشر می شود نیز کاری از پیش نخواهد برد. اما اینکه این اعتماد سازی و واکسینه کردن مخاطبین باید چگونه ایجاد شود، نیاز به جلسات متعدد دیگری بود که مدیریت آن به پانته آ مدیری و امید خلیلی تجریشی سپرده شد. بعد از جلسات مختلف و متعدد بنا شد توسط یکی از مجریان مهم و شناخته شده شبکه در فضای اینترنت یک سری اطلاعات فاش شده و یک فضای منفی ساختگی علیه شبکه ایجاد شود. بعد از اینکه گستره مخاطب اطلاعات فاش شده زیاد شد و فضا رسانه ای شد، همه مطالب بازگو و یا به اصطلاح فاش شده در چند برنامه مختلف زیر سئوال رفته و شبکه به طور کلی منکر همه آن مسائل شود. در مرحله اول نیز بایستی تازه ترین موجی که روی کار آمده خنثی شود بعد بقیه مشکلات بررسی شود. اهداف ابتدایی این خود زنی به شرح زیر است:

1-یک سری اطلاعات پیش پا افتاده و سوخته فاش شود تا خواننده به آنها مشغول گردد.

2-ذهن مخاطب به مسائل فاش شده محدود شده تا مخاطب از سایر مسائل و افشاگری های مانند گروه جوانان بدون مرز و همکاری مجریان و دست اندرکاران شبکه با گروه های منحرف و مخالف ایران، حذف من و تو 2، که در وب امواج سیاه و امثال آن منتشر شده بود غافل شود

3- شبکه در یک اقدام به اصطلاح منفعلانه اطلاعات پیش پا افتاده و سوخته ای که توسط خودشان فاش شده را زیر سئوال می برد.

4- وانمود می شود که همه شبهه ها و مسائلی که ممکن است علیه شبکه مطرح شود همین بوده و شبکه نیز به همه آنها پرداخته و به همه آنها پاسخ داده شده است. در نتیجه این نکته القا می شد که شبکه هیچگونه سئوالی را برای مخاطب بدون پاسخ باقی نگذاشته است

5- کسانی که از شبکه جدا شده و قصد فاش کردن اطلاعات محرمانه شبکه را داشتند به نوعی از افشای اطلاعات نا امید شدند زیرا کافی بود بعد از افشاگری های آنها در یکی از برنامه های شبکه انگ دروغگو، اطلاعاتی، شایعه ساز، مزدور و ... را به آنها بچسبانند.

6- صدای هر گونه اعتراض مخاطبین و مخالفان و حتی سایر شبکه های ماهواره ای نیز بعد از این به جایی نخواهد رسید زیرا آن را توطئه و سناریو دشمن علیه شبکه معرفی می کردند.

7-  شبکه از فضای پاسخگویی فرار کرده و وارد فضای مظلوم نمایی شود

8- رسانه های داخلی ایران زیر سئوال برده شود و در کنار آن برای شبکه انگلیسی من و تو فضای جلب اعتماد ایجاد کنند. ابزار پیشبرد سناریو: وبلاگ شخصی یکی از مهمترین و مطرح ترین مجری شبکه حال این مجری که قرار است وبلاگ با نام او بارگذاری شود چه کسی باید باشد؟ پاسخ واضح و مشخص بود. به دلیل افشای چهره واقعی رها اعتمادی (بنی اعتماد) و خانواده و وابستگان آن و همچنین گروه جوانان بدون مرز، نقاب زیبا و چهره مظلوم شبکه از بین رفته بود. برای اینکه رها اعتمادی (بنی اعتماد) بار دیگر احیا شده و از حاشیه خارج شود و از طرفی مدیران و مسئولان شبکه نفسی بکشند، رها اعتمادی (بنی اعتماد) انتخاب شد.

با انتخاب رها به صورت غیر مستقیم می شد به اهداف زیر رسید:

اثبات ضمنی و غیرمستقیم اسم رها اعتمادی به عنوان هویت اصلی یک شخص. این در حالی است که قبلا هویت اصلی رها اعتمادی (رها بنی اعتماد) و وابستگی او و خانواده اش به دربار پهلوی، قبلا فاش شده بود.

انحراف مخاطبین از گروه جوانان بدون مرز به مسائل پیش پا افتاده و سوخته مانند شرایط استخدام و همجنس بازی و نحوه پوشش زنان و بهائی بودن اکثر دست اندرکاران شبکه که البته برای همه واضح و آشکار و البته عادی بود

محدود کردن اهداف گروه جوانان بدون مرز به اموری که کاملا پیش پا افتاده است مانند اعتقاد به بهائیت و ...

در صورت بازتاب در رسانه های داخلی، انکار و در نهایت تخریب رسانه های داخلی

تخریب مخالفین و افشا کنندگان واقعی به عنوان یک مشت شایعه ساز و دروغ پرداز و به قول خود رها خیال پرداز.

مظلوم نمایی نزد مخاطبین شبکه و جلب اعتماد آنها

نا امید کردن مخالفین شبکه (اعم از افشا کننده و یا جستجوگر) در مبارزه علیه این شبکه انگلیسی(هر چه بود همین بود و مطلب دیگری برای افشا وجود ندارد).

ساختن سدی برای سردرگم کردن مخاطبین که واقعیت را از دروغ و سناریو سازی تشخیص ندهند. (دقیقا جریان داستان چوپان دروغگو که وقتی مخاطب ببیند خبرهایی که قبلا به عنوان حقیقت شنیده، دروغ از آب در آمده پس خبرهای بعدی اگر چه واقعیت داشته باشد را نیز مانند سابق دروغ می پندارد و به آنها اعتنا نمی کند)

نتیجه نهایی: انحراف اذهان مخاطب و واکسینه شدن شبکه   سناریو اینگونه آغاز شد: در ابتدا رها اعتمادی در وبلاگ شخصی الزاما در بلاگفا که مخاطبان بسیاری در داخل ایران داشت، وب شخصی راه اندازی کرد و یک سری از اطلاعات و مسائل داخلی شبکه که البته به اصطلاح اخبار سوخته بود را فاش کرد. مراحل بعد، توسعه دادن به وب، جذب مخاطب و در نهایت رسانه ای شدن وبلاگ بود. مرحله نهایی این بود که بعد از مطرح شدن وب در رسانه های داخلی، وب مورد نظر توسط شبکه انکار و سناریوی واکسینه کردن مخاطب و همچنین مظلوم نمایی شبکه اجرا شود.

برای این کار لازم بود رها اعتمادی مدتی جلوی دوربین نیاید تا بحث اختلاف رها اعتمادی (بنی اعتماد) با مدیریت شبکه قریب به ذهن باشد. در همین راستا اجرای برنامه جواب به امید خلیلی تجریشی سپرده شد. رها نیز به بهانه تهیه برنامه از شبکه جدا شده و بعد از چند هفته اقدام به بارگذاری وبلاگ شخصی رها اعتمادی کرد. در این وبلاگ یک سری اطلاعات سوخته شبکه را اعم از ارتباط با فرح پهلوی، ازدواج سالومه و سروش تهرانی، بهایی بودن اکثر مجریان و دست اندر کاران این شبکه و معرفی اجمالی برخی دست اندرکارن و برنامه های آنها بارگذاری شد تا مخاطبان به آن اطمینان حاصل کرده وجذب آن شوند. از بیننده ها خواسته شد تا مطالب، فیلم، عکس و هر مطالبی را که دوست دارند در برنامه های مختلف به نمایش گذاشته شود به ایمیل رها ارسال کنند و جهت اطمینان مخاطبان برخی از مطالب ارسالی، در برنامه سالی تالک و دکتر کپی به نمایش گذاشته شد. بعد از بارگذاری وبلاگ به صورت نا مفهوم وغیر مستقیم در چند برنامه جواب توسط امیدخلیلی تجریشی و دیگر مجریان اعلام شد که برخی اطلاعاتی که در وبلاگ ها و فضای اینترنت منتشر شده غلط است و ما آن را تایید نمی کنیم. البته هیچ گونه اشاره ای به وبلاگ رها اعتمادی و یا وبلاگ های دیگر نشد. فضا بسیار سربسته عنوان شد تا بعدها امکان مراجعه به آن باشد و بتوانند اعلام کنند که ما قبلا مطالب مطرح شده را منکر شدیم. بعد از گذشت یک سال و اندی و بعد از اینکه فضا کاملا مهیا شد و تعداد آمار بازدید وبلاگ به بیش از 1500 نفر در روز رسید، سناریوی اصلی بارگذاری شد و آن شرایط استخدام در شبکه من و تو و بحث بهایی بودن دست اندرکاران و گرایش به همجنس گرایی و.... بعد از بارگذاری این مطالب در وبلاگ شخصی رها و منتشر شدن آن، رسانه های ایران این وبلاگ را که البته از قبل نیز با آن آشنا بودند و همه قرائن و شواهد حاکی از حقیقی بودن این وبلاگ بود را رسانه ای کرده و به آن پرداختند. بعد از رسانه ای شدن وب شخصی رها اعتمادی (بنی اعتماد) سناریو وارد فاز جدید و البته نهایی شد. رسانه ای شدن وب رها اعتمادی (بنی اعتماد) موجب شد تا مخاطبین به صورت سیل آسا به سایت شبکه رجوع کرده و در کامنت های مختلف جریان را با عوامل شبکه در کار بگذارند. شبکه نیز همان طور که قبلا برنامه ریزی کرده بودند  به اصطلاح برای روشنگری در برنامه های مختلف اقدام به پاسخگویی به مخاطبان در مورد مسئله به وجود آمده کردند و اعلام داشتند کلیه مطالبی که در مورد دست اندرکاران و مجریان شبکه در وبلاگ ها منتشر شده غلط و دروغ محض است. سناریوی انکار، از ندا جناب در برنامه جواب شروع شد. او البته خیلی مصنوعی و ساختگی، در آخر برنامه جواب به صورت اتفاقی و هماهنگ نشده آمده و اعلام کرد هر چه وبلاگ و فیس بوک به نام او وجود دارد اشتباه و ساختگی است. بعد از آن مرجان و آمنه دو مجری زن این شبکه در برنامه من و تو پلاس، رسانه ای شند شرایط استخدام را خنده دار توصیف کردند اما اشاره ای به وب شخصی رها اعتمادی نشد. فردای آن روز همین بحث بار دیگر در برنامه من و تو پلاس ولی این بار به صورت کاملا جدی مطرح شد و در نهایت نیز رها اعتمادی در یک برنامه با عنوان جواب جلوی دوربین آمده و در مورد وبلاگ مورد نظر صحبت کرد و گفت: کلیه مطالب دروغ بوده و من هیچ گونه از مطالب این وب را قبول ندارم. و از اساس من اصلا وبلاگی نداشته ام. حتی کار به جایی رسید که مجری برنامه جواب (امید خلیلی تجریشی) برای تخریب رسانه های داخلی ایران اعلام کرد این وب توسط ماموران جمهوری اسلامی ساخته و بارگذاری شده و بعد از آن رسانه ای شده تا شبکه انگلیسی من و تو را زیر سئوال ببرد. مدیران و مجریان این سناریوی شوم فکر می کردند به راحتی سناریو از یک وبلاگ شروع و سپس به خبرگزاری ها و رسانه ها کشیده و در انتها با حضور رها اعتمادی (بنی اعتماد) در برنامه جواب تومار این سناریو به هم پیچیده خواهد شد غافل از اینکه حقیقت هیچ گاه پشت ابر نخواهد ماند. از آن جایی که دشمنان مردم ایران همیشه احمق بوده اند سناریوی ساخته و پرداخته مدیران شبکه انگلیسی من و تو باز هم به نتیجه نرسید و تیرهای پرتاب شده به سنگ خورد. زیرا: اولا: این سناریو به جای اینکه در وب سایت رسمی من و توی انگلیسی یا فیس بوک شخصی رها (بنی اعتماد) اتفاق بیفتد، بسیار ساده و به قولی تابلو در وبلاگ آن هم در بلاگفا که بیشترین کاربر را در ایران دارد اتفاق افتاد. یعنی دقیقا در جایی که بعدها بشود خیلی ساده آن را حک، تعطیل و یا از بین برد و دیدید که بعد از اجرای سناریو، وبلاگ مورد نظر به طور کامل جمع شد و به زباله دان تاریخ پیوست. بدون اینکه کسی بگوید کی اومد؟ کی رفت؟ چی گفت؟ چی شد؟ دوم: مطالبی که در وبلاگ مورد نظر بارگذاری شده بود امری عادی در شبکه محسوب می شد و نهایتا یک شخص به اصطلاح آنها خراب می شد و آن رها بود. (یکی برای همه، همه برای یکی). البته نا گفته نماند که در ابتدا خراب می شد و بعد از مدتی قوی تر از پیش احیا می شد. خلاصه اینکه همه مسائل مطرح شده در وبلاگ شخصی رها، خلاصه مطالبی بود که در وب سایت شبکه مطرح شده و امری کاملا عادی بود. به عنوان نمونه پوشش زنان درشبکه از همان ابتدا در اختیار مدیریت بود و کسی نمی توانست با پوشش اسلامی در این شبکه حاضر شود. یا مثلا مخالفت با جمهوری اسلامی که از بدیهیات بود زیرا مگر می شود پول انگلیس انگلیس را گرفت و به نفع جمهوری اسلامی حرف زد؟ و همین طور همجنس بازی یا روابط آزاد و .... سوم: رسانه های ایران در کنار خبر شرایط استخدامی را که وب شخصی رها آن را مطرح کرده بود به سراغ زندگی نامه این شخص در امواج سیاه آمده و هویت اصلی این شخص و در پی آن به سابقه خانوادگی وی و وابستگی آنها به دربار پهلوی و همچنان عضویت رها اعتمادی (بنی اعتماد) در گروه جوانان بدون مرز را افشا و رسانه ای کردند. این اتفاق موجب نگرانی و عصبانیت شدید مدیران و دست اندرکاران این شبکه علی الخصوص رها اعتمادی شد به همین دلیل در برنامه ای که در رد وب شخصی خود تهیه کرده بود بسیار دست پاچه شده و حرکت های نامتعارف انجام داد. به هر حال بهترین و تنها ترین راهی که مدیران شبکه در مورد این جریان انجام دادند این بود که این جریان را مسکوت بگذارند به همین دلیل رها اعتمادی (بنی اعتماد) در برنامه جواب نیز هیچ گونه اشاره ای به هویت اصلی این گروه نکرد. چهارم و آخر: مخاطبان به دلایل مختلف اعتماد خود را نسبت به مدیران و دست اندرکاران این شبکه انگلیسی از دست داده و این سناریو هم کاری از پیش نبرد بلکه شبهه دیگری در ذهن مخاطب ایجاد کرد. شبکه برخلاف آنچه تصور می کرد نتوانست سناریویی را که خود ساخته و پرداخته بود را زیر سئوال ببرد. از طرفی ترجیح داد درباره گروه جوانان بدون مرز سکوت را اختیار کند. بحثی که سئوال بسیاری از مخاطبان شبکه بود و رها اعتمادی (بنی اعتماد) به طور کلی از آن فرار کرد. نهایت ثمر این سناریوی انگلیسی و آبکی جز خودزنی و به خفت افتادن شبکه انگلیسی من و تو و مدیران آن چیزی نداشت. به قول ما ایرانی ها عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. اما در نهایت برخی از سئوال های مخاطبان که هنوز هم توسط مدیران این شبکه انگلیسی بدون جواب مانده را مطرح می کنم:

1- چرا یک سال طول کشید تا شبکه من و تو و شخص رها اعتمادی (بنی اعتماد) علیه  وب شخصی که ادعا می کنند ساختگی است موضع بگیرد؟

2- چرا رها اعتمادی (بنی اعتماد) بعد از یک سال به اصطلاح اسم و فامیلی کامل خود را که رها اعتمادی آل آقا است بازگو می کند؟

3- چرا در آکادمی گوگوش تقلب شد و از دوستان عوامل شبکه رای آوردند؟

4- چرا من و تو 2 حذف شد؟چرا من و تو 1 حذف نشد؟

5- چرا وقتی برای حذف یکی از دو شبکه در سایت نظر سنجی گذاشتند و اکثریت مردم در کامنت ها به نتیجه نظرسنجی اعتراض کردند کسی پاسخگو نبود و با این وجود من و تو 2 حذف شد؟

6- چرا همیشه هرچه نظر سنجی در سایت انجام شده دقیقا بر خلاف نظر سنجی عمل شده است؟

7- چرا اگر کسانی که از شبکه انگلیسی من و تو جدا می شوند در صورت افشاگری منزوی می شوند افرادی مانند آزاده حسینی و ....؟

8- چرا مدیریت شبکه انگلیسی من و تو با مدیریت شبکه فارسی وان با هم جلسات مشترک برگذار کرده و اهداف خود را یکسان سازی می کنند؟

9- چرا دوبلرهای شبکه انگلیسی من و تو با دوبلرهای شبکه فارسی وان یکی هستند و با هم همکاری دارند؟

10- چرا شبکه انگلیسی من و تو آگهی بازرگانی ندارد؟

11- چرا به هیچ یک از ایمیل های ارسالی توسط مخالفین پاسخ داده نمی شود؟

12- چرا مجریانی که در شبکه انگلیسی من و تو کار می کنند حق کار در شبکه دیگری را ندارند؟

13- چرا از زمانی که گوگوش با شبکه انگلیسی من و تو همکاری می کند سایر خواننده ها توسط این شبکه در برنامه سالی تالک مورد تمسخر و استهزاء قرار می گیرند؟

14- چرا سایت شبکه انگلیسی من و تو بارها وبارها از جنگ آمریکا علیه ایران حمایت کرده است؟

15- چرا شبکه انگلیسی من و تو اسرائیل را به عنوان یک کشور آزاد و فلسطینیان را ستیزه جو و جنگ طلب معرفی می کند؟

16- چرا مدیران و دست اندرکاران شبکه انگلیسی من و تو، هویت اصلی خود که بهایی و یهودیت است را پنهان می کنند؟

17- چرا ناصر اعتمادی (بنی اعتماد) که از اعضای ثابت سازمان امنیت انگلیس است به عنوان یک مجری و گزارشگر در شبکه انگلیسی من وتو مشغول به کار است؟

18- ارتباط تنگاتنگ سردبیر، تدوینگر و مسئول برنامه دکتر کپی با مدیریت شبکه سیمای آزادی که متعلق به سازمان مجاهدین خلق است برای چیست؟

19- علت رفت و آمدهای جدا شدگان از جمهوری اسلامی مانند عبدالکریم سروش، مهاجرانی و اکبر گنجی ها به این شبکه انگلیسی برای چیست؟

20- چرا شبکه انگلیسی من و تو بارها و بارها از جنبش سبز حمایت کرده است؟

21- چرا مدیران و مسئولان شبکه انگلیسی من و تو قالب برنامه بفرمایید شام را از شرکت تهیه کننده و اجرا کننده اش که یک شرکت یهودی است خریداری می کند اما قالب برنامه پارازیت صدای آمریکا و برنامه دیگر شبکه ها را بدون اجازه برداشته و شبیه سازی می کند بدون اینکه کوچکترین هزینه ای به آنها بپردازد و یا حتی با آنها هماهنگ کند؟

22- چرا برای استفاده از قالب برنامه نمای نزدیک از شبکه جم اجازه گرفته نشد؟ چرا شبکه من و تو به راحتی تمام قانون کپی پیست را زیر پا می گذارد؟

23- رابطه حسن اعتمادی با تجزیه طلبان کرد در چه زمینه هایی است؟

24- چرا با اینکه فرح پهلوی بارها و بارها از این شبکه انگلیسی حمایت کرده، تا به حال در برنامه های این شبکه از وی دعوت به عمل نیامده و مدیران شبکه این حمایت ها را پنهان می کنند؟

25- چرا مدیران و مسئولان شبکه پاسخگوی افشاگری های افراد جدا شده از شبکه مانند آزاده حسینی و سحر زند نبوده اند؟

26- حضور مسعود بهنود هنگام ضبط برنامه های اتاق خبر شبکه انگلیسی من و تو چه معنایی می تواند داشته باشد؟

27- رابطه شبکه من و تو با تجزیه طلبان کرد و شبکه آسوست برای چیست؟

28- چرا مانند شبکه های لس آنجلسی هیچ کس حق حضور در حتی چند صد قدمی ساختمان شبکه انگلیسی من و تو را ندارد؟

29- اگر این شبکه مدعی است که مردمی ترین شبکه موجود است چرا کمترین ارتباط را با مخاطب دارد؟

30- چرا شبکه فقط وبلاگ شخصی رها اعتمادی (بنی اعتماد) را انکار کرد و سایر وبلاگ های شخصی مجریان شبکه را مسکوت گذاشت؟

31- منظور رها اعتمادی (بنی اعتماد) از ادامه پیدا کردن این سناریو در برنامه جواب چه بود؟

32- چرا تماشاگران برنامه آکادمی گوگوش تعداد شناخته شده و خاصی هستند و از مردم عادی نمی توانند در این برنامه حضور پیدا کنند؟

33- و ده ها و صدها سئوال دیگر که هیچ گاه پاسخی برای آنها داده نشد.